تبليغاتX
مشاوران جوان آموزش و پرورش
عناوین برنامه :
۱- همایش زنان عاشورایی به مناسبت سالروز شهادت امام محمد تقی (ع) با حضور حاجیه خانم ابراهیمی و سرکار خانم دکتر منتظری ومداحی سرکار خانم خانمحمدی ۱۲-۱۰ روز سه شنبه حسینیه ثارالله به میزبانی بخش خواهران ستاد بازسازی عتبات عالیات استان  با حضور زنان شاغل در ادارات

۲- همایش دختران جوان به مناسبت سالروز ازدواج مولا علی (ع) وحضرت فاطمه زهرا (س) با عنوان اندیشه - انتخاب - سرنوشت با حضور سرکار خانم فیروزی و سرکار خانم استاد رضایی و سخنرانی سرکار خانم دکتر منتظری ومداحی سرکار خانم خانمحمدی ۱۱-۹ روز چهارشنبه دبیرستان صدیقه طاهره با میزبانی سازمان آموزش وپرورش استان و مشاوران امور زنان وجوان

۳- جشن بزرگ پیوند آسمانی با همکاری کلیه دستگاههای اجرایی استان ۱۲-۸ روز پنج شنبه در مجموعه ورزشی جهان پهلوان حسین رضازاده با حضور  فرهنگیان - جوانان و آحاد مردم


نوشته شده توسط مشاور جوان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | موضوع:
پیوند آسمانی
دیدم که به عرش شور وشوقی برپاست            برپا گر این بزم شعف ذات خداست

گفتم به خرد چه اتفاق افتاده                            گفتا که عروسی علی وزهرا ست

فرخنده سالروز ازدواج آسمانی حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع) وسرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (س) را حضور همه ی جوانان باایمان وبانشاط وشیعیان راستین مولا علی (ع)تبریک وتهنیت عرض می نماییم .


نوشته شده توسط مشاور جوان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | موضوع:
جوان -ازدواج -خانواده

زندگی

«ازدواج» و «تشکیل خانواده»، راهی برای جاودان ماندن نسل انسان است و اساسی ترین بنیان در زندگی محسوب می شود.(1) این گام مهم و مؤثر با اندیشه ها و انگیزه های متفاوتی انجام می پذیرد که همراه هر یک، خطرات یا برکات بسیاری را به دنبال داردانگیزه های «عادی و مادی»، مثل تأمین غرایز طبیعی و انگیزه های «عالی و الهی»، همانند رسیدن به کمال، تبدیل شخصیت فردی انسان به شخصیت اجتماعی، درک و دریافت صفات برجسته انسانی و آسمانی، همه و همه در شکل گیری روابط پس از ازدواج تأثیر بسزایی دارند. ترکیبی از انگیزه ها نظیر نیاز به هم صحبتی، فرار از تنهایی، داد و ستد عاطفی، سر و سامان یافتن روحی، تداوم و بقای نسل و اطاعت امر خداوند در مسیر گزینش همسر، دست به دست هم می دهند و نقطه آغاز حرکت به سوی ازدواج را فراهم می کنند.

بی گمان داشتن اندیشه ای روشن و انگیزه ای شفاف برای ازدواج و تشکیل خانواده آغاز شایسته و برای تداوم زندگی و مقابله با دشواری ها، سختی ها و سنگلاخ های امروز و فردای زندگی مشترک، امری بایسته محسوب می شود؛ از این رو، ازدواج های تحمیلی، احساسی و هوسی، اراده جوانان را برای رویارویی با دشواری ها به شدت سست می سازد و از هر گونه پیشامدی، آنان را می ترساند. بدین خاطر، مهم ترین عامل برای آمادگی دختران و پسران جوان در امر ازدواج، شناخت درست و دقیق از تشکیل خانواده و مسئولیت پذیری هر یک در لحظات گوناگون زندگی است.

به یقین در پرتو این شناخت، اراده و انگیزه ای والا نصیب زوج و زوجه می شود که در کوتاه ترین زمان «شخصیت فردی» آنان به «شخصیت اجتماعی» گسترش می یابد و خود را مسئول حفظ و حراست همسر، آبروی خانواده و تأمین نیازهای امروز و فردای فرزندان می بینند. به همین دلیل تمامی هوش و درایت و استعداد و ابتکار خود را در انجام این اهداف به کار می گیرند تا شخص شایسته، مفید و مؤثری در جامعه محسوب شوند و ضریب خطای هر یک در مسیر پر فراز و فرود زندگی کم و کمتر گردد.(2)

هر یک از ما با هر مقدار از عمر، بسیاری از افراد را دیده ایم که پیش از ازدواج و پذیرش مسئولیت خانواده، دچار روزمرّگی و احساسات سطحی و اسیر سبکسری، بی مبالاتی و حتی هرزگی بوده اند؛ اما پس از تشکیل خانواده، نوعی بزرگی و بزرگواری، متانت و دیانت در اندیشه ها و شیوه های آنان پدید آمده است، به گونه ای که در زمانی اندک و غیر قابل باور، رفتاری زیبا و زرّین و شیرین و دلنشین پیدا کرده اند.

استاد شهید آیت اللّه مطهری، برکات بی مانند ازدواج و تشکیل خانواده را که هیچ گاه قابل جایگزین سازی نخواهد بود، این گونه توصیف می نماید:

«یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده، یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران ... اخلاقیون و ریاضت کش ها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع «خامی» و یک نوع «بچگی» در آنها وجود داشته است. یکی از علل اینکه در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی شده است، همین است ... ازدواج، اولین مرحله خروج از خودِ طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است ... یک پختگی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود، این را فقط در همین جا [یعنی ازدواج و تشکیل خانواده [باید به دست آورد.»(3)

بدانگه که لوح آفرید و قلم

بزد بر همه بودنی ها رقم

جهان را فزایش ز جفت آفرید

که افزونی از یک نیاید پدید

اگر نیستی جفت اندر جهان

بماندی توانایی اندر نهان

یکی نیست جز داور کردگار

که او را نه انباز و نه جفت و یار(4)

سعادت و سیادت در زندگی

نگاه نورانی همراه با جلوه های رحمانی معصومان(ع)، نگاهی جامع و جمیل و دقیق و عمیق است که برتر از نگرش جامعه شناسان و روانشناسان، جلوه های پیدا و ناپیدای «ازدواج» و تشکیل خانواده را مورد نظر قرار می دهد.

این نگاه، گاه با عبارت: «مِنْ سعادة المرء ...؛

از سعادت مرد ...» به ترسیم بخشی از نیکبختی افراد می پردازد، چنان که رسول اکرم(ص) فرمود:

«مِنْ سعادة المرء الزّوجة الصّالحة؛(5)

[یکی] از نشانه های نیکبختی و سعادت مرد، داشتن همسری صالح و شایسته است.»

اما گاهی برتر از آن، به طور کلی و مطلق، یکجا تمامی برکات و حسنات را بیان کرده و بدان می پردازد، همانند گفتار گرانبار پیامبر گرامی اسلام(ص) که فرمود:

«مَنْ اُوتی قلبا شاکرا و زوجةٌ صالحة تعینه علی امر دنیاه و آخرته فقد اُوتی فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و وقی عذاب النّار؛(6)

کسی که به او قلب شاکر و سپاسگزار و همسری شایسته و نیکوکار عطا گردید که مددکار وی در امر دنیا و آخرت او باشد، همانا خیرها و خوبی های دنیا و حسنات آخرت را از آنِ خود کرده است و عذاب آتش دوزخ از او دور مانده است.»

در کنار این دو، ارائه ارزش های حقیقی زندگی در جلوه سوم است که به صورت بیان «برترین» و «بهترین» و حتی به صورت «انحصار» است! در این بینش و نگرش هیچ هدیه ای همسو و همراز محسوب نمی شود

و سرافرازی این «ارزش پایدار» همیشگی خواهد بود؛ همانند «ازدواج» که در سخن ستبر و زیبای پیامبر اکرم(ص) این گونه معرفی شده است:

«ما بُنی فی الاسلام بناءٌ اَحَبّ الی اللّه ـ عز و جل ـ و اعزّ من التزویج؛(7)

هیچ کانونی در اسلام بنا نشده است که نزد خداوند محبوب تر و عزیزتر از ازدواج و تشکیل خانواده باشد.»

بهره مندی مرد از «زوجه صالحه» یا «بانوی نیکوکار» در محیط گرم زندگی، موضوع دیگری است که امام علی بن موسی الرضا(ع) این گونه توصیف می فرماید:

«ما اَفادَ عبدٌ فائدةً خیرا مِنْ زوجة صالحة؛ اذا رأها سَرَّته و اذا غاب عنها حَفِظَتْهُ فی نفسها و ماله؛(8)

هیچ بهره و فایده ای شخص نبرده است بهتر از فایده همسر صالح [کسی که] چون شوهر، او را می بیند خوشحالش می کند و هنگامی که مرد دور از خانه است، همسرش [شخصیت] وی را حفظ می کند و مراقب دارایی او خواهد بود.»

در تمامی این عرصه ها، «ازدواج»، «تشکیل خانواده» و «همسر صالح و سپیدسیرت»، محوری بنیادین محسوب می شود که خیرها و خوبی های خدادادی همچون آبشار برکات از آن ریزان خواهد بود. چنانکه امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «هیچ یک از یاران رسول خدا ازدواج نمی کرد، مگر اینکه پیامبر اکرم در باره او می فرمود: «دینش کامل شد.»»(9)

عیارها و معیارهای ازدواج

نخستین پرسشی که نسل نو پس از انگیزه ازدواج در درون خود می یابند و در زمان ها و مکان های مناسب به دنبال پاسخ آن می روند، این است که:

معیارهای انتخاب همسر چیست؟

حد و اندازه واقعی میزان های گزینش همسر چگونه تنظیم و تدوین می شود؟

در این مسیر پیچ در پیچ، دشوار و گاه غیر قابل دید، چگونه می توان ضریب اطمینان را افزایش و ضریب خطا را به کمترین مقدار ممکن کاهش داد؟

هراس و حساسیت بسیار این معیارها گاه سراغ اندیشمندان باتجربه رفته و چونان وسواس فراوان، دغدغه خاطری مثال زدنی برای آنان پدید آورده است. یکی از آنها حاصل تجربیات و مطالعات عمیق خود را به فرزند خویش این گونه ارائه می دهد:

«فرزندم! اگر خدا خواست و به حد بلوغ رسیدی، در انتخاب همسر خود، منتهای دقت و مراقبت را به عمل آور، زیرا خیر و شر زندگانی و سعادت و بدبختی آینده تو، مربوط به این موضوع مهم است.

مسئله ازدواج مثل اجرای نقشه جنگی است که انسان اگر یک مرتبه اشتباه نماید، کارش تمام می شود و دیگر جبران آن به هیچ وسیله صورت نمی پذیرد، زنی را که می خواهی برای همسری خویش انتخاب نمایی، در کیفیت اخلاق و سیرت او تحقیقات عمیق کن و بدان که والدین او در دوره جوانیِ خود، صاحب چه اخلاق و تمایلاتی بوده اند.»(10)

اهمیت معیارهای گزینش همسر، دیگران را نیز وادار به اظهارنظر کرده است. دانستن این سخنان، ابعاد بینش هر یک از ما را بیشتر و بهتر می سازد. ببینیم و بخوانیم.

قبل از ازدواج، چشم ها را به خوبی باز کنید و بعد از آن، کمی آنها را روی هم بگذارید.(11)

به یاد داشته باش که یک ازدواج موفق به دو عامل بستگی دارد: اول یافتن یک انسان خوب و دوم انسان خوب بودن.(12)

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود، بهترین دوست شما می شد.(13)

اگر از طبقه بالا زنی بگیرید، به جای خویشاوند، ارباب خواهی داشت.(14)

زنِ نجیب گرفتن مشکل است، اما نگهداری اش آسان است.(15)

اگر دخترت را خوب جایی شوهر دادی، پسری به دست آوردی و اگر بد جایی شوهر دادی، دخترت را از دست دادی.(16)

پدران، مادران، مربیان و مبلّغان در باره معیارهای انتخاب همسر از سوی جوانان، با طرح این پرسش ها می توانند هر یک از عزیزان و مشورت کنندگان را کمک نمایند.

1ـ ارزش حقیقی ملاک مورد نظر شما از نظر زیبایی، تحصیلات، ثروت، مقام و موقعیت و یا شهرت چیست؟

2ـ در حقیقت میزان دوام و ثبات این ملاک در زندگی مشترک، تا چه اندازه است؟

3ـ این معیار در مقایسه با سایر ملاک ها، تا چه اندازه اصالت و اعتبار دارد؟

4ـ نقش این معیار در حل مشکلات احتمالی زندگی چیست؟

معیارهای انتخاب همسر؛ نگاهی دوباره

آشنایی با نکته ها و گفته های صاحب نظران و اندیشمندان یادآور این حقیقت محسوس است که هر کس بنا بر «جهان بینی» خاص خود اظهارنظر می کند، از این رو خطاها و خسران های بی شماری در شیوه های زندگی هر فرد به چشم می خورد مگر آنکه از سخن و سیره کسانی بهره جویند که علاوه بر آنکه مطالبی «می دانند»، حقایقی را «می بینند».

به یقین بهره مندی از شخصیت هایی اینچنین، ارزشی بی همتا در زندگی ما دارد که هرگز قابل جایگزینی با دیگر بهره ها نخواهد بود. بدین خاطر ما چون برخی معتقد نیستیم:

«ازدواج مثل مغز بادام است؛ تا نخورده ای نمی دانی تلخ است یا شیرین!»

و یا نمی گوییم: «ازدواج زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباهی است بزرگ تر!»(17)

بلکه آموزه های آسمانی به خانواده ها و دختران و پسران هر نسل و هر عصری معیار حقیقی و واقعی ارائه می کند تا با دلی پاک و دیده ای تابناک «زمان ازدواج»، «معیار ازدواج» و «تلخی ها و شیرینی های تشکیل خانواده» را به دور از هیاهو و احساس به خوبی بدانند و بیابند.

به این سخن نورآفرین پیامبر اکرم(ص) بنگریم که فرمود:

«اذا جاءکم من ترضون خُلْقَه و دینَه فزوّجوه، اِلاّ تفعلوا تکن فتنةٌ فی الارض و فساد کبیرٌ؛(18)

با کسی که «اخلاق» و «دین» او مورد پسند است، ازدواج انجام دهید؛ و اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.»

در یک نگاه، اصول و بنیان انتخاب، دو عامل است؛ نخست «اخلاق» و دوم «ایمان». دیگر معیارها که در جای خود گاهی درست و دقیق به نظر می رسد، همه «فروع» انتخاب همسر محسوب می شوند نه «اصول». چنانکه رسول اسلام(ص) به تمامی پیروان خود فرمود:

«کسی که با زنی به خاطر «مال و دارایی» ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می کند و کسی که به خاطر «جمال و زیبایی» با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر «ایمان و ارزش های دینی»، با او ازدواج نماید، خداوند همه آن [امتیازات مادی و ظاهری[ را برای وی فراهم می کند.»(19) به راستی مفهوم عبارت «در آن زن امور ناخوشایند می بیند»؛ (رَأی ما فیها یَکْرَهُ)، چیست؟

آیا این واقعیت تلخ نیست که هر گاه زیبایی رکن نخست انتخاب همسر و معیار اصلی گردید، رخدادهای تلخی برای زن و در زن پدید می آید که زندگی را سست و لرزان و ناامن و هراسان می سازد و آثار زشت و زیانباری به همراه خود می آورد؟! آثاری که چون سیل، گاه آبروی خانه و خانواده را با خود می برد! بی تردید این سخن به معنای چشم پوشی از تمایلات ذاتی و فطری یعنی «زیباگرایی و زیباپسندی» آن هم در انتخاب همسر به عنوان شریک زندگی در طول یک عمر نیست که پیشوایان روشن اندیش ما به این مهم توجه ویژه ای کرده اند، چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«هنگام انتخاب همسر، همان گونه که در باره زیبایی صورت همسر تحقیق می کنید، در باره موی او نیز سؤال و تحقیق کنید، زیرا مو یکی از زیبایی هاست.»(20)

اما همه خیرها و خوبی های زندگی یا سعادت و نیکبختی همسر در جلوه ظاهری و زیبایی های او خلاصه نمی شود و یا در مال و دارایی و مقام اجتماعی محدود نمی گردد، که این عوامل در جای خود و با مقدار و معیار خاص خود مفید و مؤثر خواهد بود و اگر هر یک جایگزین دیگر عوامل شود، به جای «صلاح»، «فساد» به همراه خواهد داشت.

اطرافیان نسل جوان نخست باید حساسیت و اهمیت «انتخاب همسر» را خود درک کنند و به دنبال آن، بینش های شایسته ای برای دختران و پسران خود پی ریزی نمایند تا علاج واقعه قبل از وقوع صورت گیرد و «زیبایی و طنّازی»، «صوت و صدا» و یا «قدرت و ثروت» از آنان دلبری نکند و دل و دیده آنها را نرباید.

به یقین هر گاه شعار و شیوه والدین، مسئولان، مربیان و مبلّغان «دقت» در انتخاب؛ «سهولت» در ازدواج گردید، مشکل جوانان در کوتاه ترین زمان حل خواهد شد، به شرط آنکه «بدانند» و برتر از آن «بخواهند»؛ که این راهی روشن و روشنگر است که آموزه های دینی مطرح می نماید و به هنگام انتخاب با: «ایّاکم»؛ برحذر باشید و مراقب باشید، «فانظر»؛ درست و دقیق نگاه کنید، همگان را به دقت و درایت دعوت می کند، همانند:

«ایّاکم و خضراء الدّمن ...(21) ایّاکم و تزویج الحمقاء ...(22) فانظر الی ما تَقَلَّدُهُ ...(23) انظر فی ای شیی ء تصنع ولدک؛(24)

هشدار! بپرهیزید از سبزه های زیبا بر مزبله [دختران زیباصورت که در خانواده زشت سیرت تربیت شده اند]، ... دوری کنید از ازدواج با احمق ... بنگرید چه طوقی [از تعهد و مسئولیت همسر] بر گردن خود می آویزید. مراقب باش فرزندت را در چه جایی قرار می دهی!»

اما پس از عبور از این مرحله دقیق و دشوار، می فرماید:

«خیرُ النّکاح اَیْسَرُهُ ...؛(25)

بهترین ازدواج، آسان ترین آنهاست.»

بهترین همسران، کم مهرترین آنان است. با نگاهی اینچنین، ازدواج «وسیله»ای برای دستیابی به سعادت و نیکبختی است نه آنکه «هدف اصلی» برای گذران اوقات و جبران تلخی های گذشته و حال ما باشد و با فراموشی دوران جوانی از سوی پدران و مادران، تشریفات و آداب و رسوم فلج کننده ای برای جامعه و جوانان مطرح شود که تنها شادی های سطحی و ظاهری نصیب آنان گردد و از نیکبختی، آرامش و آسایش روحی دور و دورتر شوند.

ادامه دارد.

پی نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب خویی، ص437.

2 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، دکتر محمدرضا شرفی، ص42 و 41.

3 ـ تعلیم و تربیت در اسلام، استاد مطهری، ص251، 252 و 398.

4 ـ فردوسی.

5 ـ الکافی، مرحوم کلینی، ج5، ص327.

6 ـ فقه القرآن، ج1، ص299.

7 ـ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج103، ص222.

8 ـ الکافی، ج5، ص327.

9 ـ مکارم الاخلاق، ص99.

10 ـ اخلاق، ساموئل اسمایلز، ترجمه محمد سعیدی، ص437.

11 ـ بنیامین فرانکلین.

12 ـ جکسون براون.

13 ـ بردون.

14 ـ کلئوپول.

15 ـ ضرب المثل چینی.

16 ـ ضرب المثل فرانسوی.

17 ـ ضرب المثل فرانسوی.

18 ـ الکافی، ج5، ص347؛ ر.ک: التهذیب، ج7، ص394.

19 ـ التهذیب، ج7، ص399؛ وسائل الشیعه، ج20، ص51.

20 ـ الفقیه، ج3، ص388.

21 ـ الکافی، ج5، ص332.

22 ـ همان، ج5، ص353؛ التهذیب، ج7، ص406.

23 ـ الکافی، ج5، ص332.

24 ـ ر.ک: التهذیب، ج7، ص406 و 407؛ الکافی، ج5، ص353 ـ 332.

25 ـ همان.

 

 

 

 


نوشته شده توسط مشاور جوان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 | موضوع:
را ه های مبارزه با اسراف
الف ) استفاده از ظرفیت های دینی عمومی : مردم ایران بعلت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی که دارند بخوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بر آن می گمارند. بیان و آیات قرآن کریم و احادیث نورانی معصومین علیه السلام در مذهب اسراف و ترغیب به صرفه جویی بهترین راه کارعمومی سازی و نهادینه سازی فرهنگ صرفه جویی و پرهیز از اسراف است . ب ) باز نگری وقایع تاریخی و رخدادهای طبیعی : به تصویر کشیدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعی و پیوند آنها با اتفاقات طبیعی از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرایی و سوق دادن جامعه به سمت و سوی قناعت و صرفه جویست بی گمان در این قسمت بیشترین نقش را رسانه های جمعی بویژه رادیو و تلویزیون می تواند ایفا نماید. ج ) ارتباط بخشی بلایای طبیعی به موضوع اسراف : به نظر می رسد مسائلی نظیر کم آبی ، خشکسالی و ................ بهترین دلایل اثبات بدی اسراف و مفید بودن قناعت در زندگی روزمره است. برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح، به ریشه ها باید استناد در این میان خود خشکسالی و کم آبی و ....................... دلیل بسیار خوبی برای وادار نمودن جامعه به اهتمام در قناعت و صرفه جویی است. 
نوشته شده توسط مشاور جوان در یکشنبه دهم آبان 1388 | موضوع:
تازه هادر مورد کتاب وکتاب خوانی

 امروز کتابخوانی وعلم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی ُ که یک واجب دینی است . "رهبر معظم انقلاب

***** خواندن وعمل نکردن مثل شخم زدن وبذر نپاشیدن است .

***** چه خوش است روزگاری که کتاب خوب فراوان و بدست آوردنش آسان باشد .

****سعی کنید بهترین کتابها را بخوانید وگرنه فرصت خواندن بهترین کتابها را از دست می دهید .

**** گاهی با خواندن یک کتاب می توان ره صد ساله را یک شبه پیمود .

****لابه لای صفحات کتاب های بزرگ پر است از موهای سفید نویسنده .

****طول عمر با میزان مطالعه کتاب نسبت مستقیم دارد هر که مطالعه اش بیش عمرش بیشتر وگاهی بالعکس .

****کتاب معجزه ی پیامبر خاتم (ص) است .

**** کتاب مادر روح است .

**** هر آنچه انسان انجام  داده اندیشیده و بوده در کتاب ها نوشته و گنجانده شده کتاب دارایی برگزیده ی بشر است .

****بعضی از کتابها را باید چشید - برخی دیگر را باید نوشید و بلعید - قلیلی را نیز باید جوید تا خوب هضم شود .


نوشته شده توسط مشاور جوان در یکشنبه دهم آبان 1388 | موضوع:
مصادیق امر به معروف ونهی از منکر

در قرآن و روايات صدها و هزارها مصداق معروف ذكر شده است، مانند: ايمان، تلاوت قرآن، تفكر و انديشيدن، توكل و اعتماد بر خدا، صبر و شكيبايى، پرهيزكارى، پيروى از خدا و رسول، پيشى گرفتن براى تحصيل علم و كارهاى نيك، انفاق، فرو بردن خشم، عفو و بخشش، احسان و نيكى، اطمينان به صحت وعده ها، توبه، سير در زمين و توجه و عبرت گيرى، جهاد و پيكار، شهادت در راه خدا، عدالت، شكر خدا، دعا كردن، استقامت وايستادگى، بردبارى، خوش اخلاقى، مشورت، آموزش قرآن ودانش، صراحت و قاطعيت در بيان حق، تحمل آسيب ها و گرفتارى ها، ذكر خدا، نماز، روزه، حج، هجرت، استقامت در راه حق، مرابطه و مرزدارى، صدقه و راستى، امانت دارى، تقيه در موارد خود، دوستى با دوستان خدا، و دشمنى با دشمنان خدا، وفاى به عهد، عفت، شجاعت، سخاوت، دوستى و اتحاد با شايستگان، قيام و انقلاب براى تحقق آرمان هاى مقدس، عمل صالح، يارى دين، آمادگى براى دفاع از حق، استفاده بهينه از وقت، دعا و مناجات، رازدارى، حساب گرى، خشنودى به رضاى خدا، آشكار ساختن حق، گمان نيك، دفاع از مظلوم، صله رحم، نيكى به پدر و مادر، نيكى به همسايه، ادب در برابر استاد، حق شناسى، تدبر در قرآن، اخلاص، ياد مرگ و معاد، تلاوت قرآن، قرض الحسنه دادن، يارى كردن مؤمن، وساطت براى تحقق ازدواج بين زن و مرد و...

اما واژه منكر، در اصل به معنى كار بدى است كه همان كار، حرام يا زشت و مكروه مى باشد، كه از نظر فطرت، ناشناخته، و غريب و ناهماهنگ است.

بنابراين نهى ازمنكر بر دو گونه است: نهى از منكر واجب، نسبت به كارهاى حرام، و نهى از منكر مستحب نسبت به كارهاى مكروه. امر به معروف نيز بر دو گونه است: امر به معروف واجب نسبت به واجبات، و امر به معروف مستحب نسبت به مستحبات.

حضرت امام خمينى قدس سره الشريف در اين راستا مى فرمايد:

«آنچه عقلا يا شرعا واجب است، امر به آن واجب است و آنچه از نظر عقل زشت است و از نظر شرع حرام است، نهى از آن، واجب است، و آنچه مستحب است، امر به آن مستحب بوده، و آنچه مكروه است، نهى از آن، مستحب مى باشد.» (2)

مصداق هاى منكر بسيار است، مانند:

كفر، قتل نفس، گناه، جهل و نادانى، دوستى با نااهلان، ضعف اراده، اصرار بر گناه، سستى و بى حالى، اندوه بيجا، ظلم و ستم، اطاعت از كافران، كشمكش و نزاع با مؤمنان، توجه به تبليغات باطل، راضى شدن به ظلم، كتمان حق، فروختن دين و حق به دنيا، حب تعريف بدون عمل، گمان بد، دروغ، خيانت، غيبت، عهدشكنى، انكار غيب، نمامى، زخم زبان، تهمت، ترس از كفار و منافقان، سازش با بيگانگان سلطه گر، انفاق در راه باطل، تقويت و امضاى ناحق، فتنه جويى، بدعت گذارى، حسد، تكبر، حرص، تبهكارى، بازداشت مردم از راه حق، قطع رحم، بى احترامى به پدر و مادر، ترسو بودن، عدم تدبر در قرآن، مخالفت با پيامبر (ص)، رياكارى، پشت به دين كردن و...

براساس دلايل شرعى، از قرآن و سنت و اجماع و عقل در موارد عادى، وجوب امر به معروف و نهى از منكر، بستگى به چهار شرط دارد كه عبارتند از: دانستن معروف و منكر، به اين كه از نظر شرع، نيك و مورد پسند، يا بد و ناپسند است، 2- احتمال تاثير 3- اصرار طرف مقابل در ترك معروف و انجام گناه 4- امر به معروف و نهى از منكر موجب ضرر جانى يا ناموسى به امر به معروف ونهى از منكر كننده يا مؤمن ديگر نشود. ولى در مواردى كه اساس اسلام در خطر است، در آنجا وجوب امر به معروف و نهى از منكر نياز به اين شرايط ندارد، و بايد به آن اقدام كرد، گرچه باعث كشتن و يا زيان هاى خطرناك ديگر مى شود، مانند امر به معروف ونهى از منكر حضرت امام حسين (ع) كه منجر به ماجراى كربلا و شهادت او و يارانش، واسارت عزيزانش گرديد.



نوشته شده توسط مشاور جوان در یکشنبه دهم آبان 1388 | موضوع:
سلام بر دختر امام

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 


نوشته شده توسط مشاور جوان در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 | موضوع:
السلام علیک یاکریمه اهل بیت - میلادت مبارک باد .

به هنگام ازدواج حضرت فاطمه(س) جبرييل پارچه‏اى آورد كه بر آن‏نوشته شده بود: خداوند مهريه فاطمه را شفاعت گنهكاران امت‏محمد قرار داد.حضرت فاطمه(س) نيز به هنگام شهادت وصيت كرد تاآن پارچه را در كفن او قرار دهند و فرمود: وقتى روز قيامت‏شود، اين سند شفاعت را به دست گرفته، گناهكاران امت پدرم راشفاعت‏خواهم كرد. (11) بعد از ائمه معصومين هيچ يك از اولياءالهى مقام شفاعتى چون فاطمه (س) را ندارد و در گستردگى مقام‏شفاعت وى همان بس كه امام صادق(ع) فرمود: با شفاعت او همه‏شيعيان ما وارد بهشت‏خواهند شد. (12) علاوه بر آن در متن‏زيارتنامه حضرت معصومه (س) نيز كه داراى سند و به عبارت ديگرروايت از امام رضا(ع) است نيز همين مقام (شفاعت) وى توجه مارا به خود جلب مى‏كند. آنجا كه مى‏خوانيم «يا فاطمه اشفعى لى‏فى الجنه فان لك عندالله شانا من الشان (13) اى فاطمه ما رادر بهشت‏شفاعت كن. مويد دیگرروايات فراوانى است كه ثواب زيارت اين بانوى شفيعه‏را بهشت قرار داده‏اند كه بى گمان مى‏توان گفت‏شفاعت اين بانوى‏گرانقدر براى زائران عارف خود زمينه بهشتى شدن آنها را فراهم‏خواهد ساخت از جمله آن روايات را مى‏خوانيم:

1- علامه مجلسى دربحار الانوار مى‏نويسد: امام رضا(ع) فرمود:

«من زارها فله الجنه‏»، هركس او را زيارت كند بهشت‏براى اواست. (14) و فرمود «من زارالمعصومه بقم كمن زارنى‏» (15) وفرمود:

«من زارها عارفا بحقه فله الجنه‏» (16)

2- امام جواد(ع) فرمود: «من زارقبر عمتى بقم فله الجنه‏»آنكه قبر عمه‏ام در قم را زيارت كند بهشت‏براى او است. (17)

3- امام صادق (ع) فرمود: «ان زيارتها تعادل الجنه‏» زيارت اوهمسنگ بهشت است. (18) و فرمود: من زارهاوجبت له الجنه، آنكه‏او را زيارت كند، بهشت‏براى او واجب مى‏شود. (19) محدث قمى‏روياى صادقه‏اى ديده است كه جايگاه بلند فاعت‏حضرت معصومه رانشان مى‏دهد. وى كه در تيمچه بزرگ قم به مناسبت ايام فاطميه برفراز منبر رفته بود فرمود: شبى ميرزاى قمى را در عالم روياديدم از او پرسيدم: آيا شفاعت اهل قم به دست‏حضرت معصومه(س)است؟ او قيافه‏اش را درهم كشيد و فرمود: شفاعت اهل قم با من‏است. شفاعت عالم با حضرت معصومه(س) است. (20)

معصومه

از ديگر مراتبى كه فاطمه معصومه (س) به آن دست‏يافت مقام عصمت‏بود. تا آنجا كه يكى از القاب وى به اين ويژگى‏اش اختصاص يافت.

بر اساس روايتى كه محمد تقى خان سپهر (متوفى‏1297 ه ق) درناسخ التواريخ از امام رضا(ع) نقل كرده است. امام رضا(ع) ضمن‏حديثى لقب معصومه را در باره حضرت فاطمه به كار برد وفرمود:« من زارالمعصومه بقم كمن زارنى‏» (21) آنكه معصومه رادر قم زيارت كند گويا مرا زيارت كرده است. ذبيح ا... محلاتى‏نيز در رياحين الشريعه همين روايت را به نقل از كاملاالزيارات‏نقل كرده است (22) و به اين ترتيب نوعى از مقام عصمت‏را براى وى ثابت كرده‏اند. اما اصل مقام عصمت‏بر اساس اجماع‏شيعه به تمام پيامبران و امامان و فرشتگان تعلق دارد و آنان‏از هرگناه و خطا عمدا يا سهوا به دور هستند. بالاترين نوع عصمت(دورى از گناه كبيره و صغيره و دورى از ترك اولى) به پيامبر،فاطمه زهرا و امامان تعلق دارد، و در مراتب ديگر، اوليا ديگرالهى مانند حضرت زينب، حضرت ابوالفضل و فاطمه معصومه(س) و... قرار دارند.


نوشته شده توسط مشاور جوان در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 | موضوع:
کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیش آید سهل گیرد
وگر تن پرورست اندر فراخی
چو تنگی بیند از سختی بمیرد
یا اینکه می گوید:
ای قناعت، توانگرم گردان
که ورای تو هیچ نعمت نیست
نوشته شده توسط مشاور جوان در پنجشنبه نهم مهر 1388 | موضوع:
اصلاح الگوی مصرف در کلام بزرگان


**بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود»

**میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
» امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »6 

** زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »7
علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه و ائلیاء الهی (ع) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.

قناعت فضیلت بزرگان :
در کنار بحث اسراف که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه نموده است.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد.

امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.
به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.


نوشته شده توسط مشاور جوان در پنجشنبه نهم مهر 1388 | موضوع:
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو
پیوندها
گروه راهنمایی تحصیلی استان اردبیل
منطقه قشلاقدشت
گروه مشاوران جوان وزارت آموزش وپرورش(معلم فردا)
سايت گروه مشاوران جوان وزارت آموزش وپرورش
سايت گروه مشاوران جوان رياست جمهوري
سايت سازمان آموزش وپرورش استان اردبيل
سايت وزارت آموزش وپرورش
سايت دولت
فرهنگیان
مدیریت دانش آموزی اردبیل
گروه مشاوران كهگيلويه وبوير احمد
گروه مشاوران جوان استان مرکزی
گروه مشاور جوان استان تهران
گروه مشاوران جوان استان گلستان
گروه مشاوران جوان استان مازندران
گروه مشاوران جوان استان مركزي
وبلاگ گروه مشاوران جوان وزارت آموزش وپرورش
طراح حرفه ای قالب
پیوندهای روزانه
ارسال کارت پستال به مناسبت روز جوان
آرشیو پیوندهای روزانه
امکانات وبلاگ
طراح قالب


طراح قالب

گروه طراحان 


طراح حرفه ای تم وبلاگ
www.Themeweblog.BLOGFA.com